دانلود پایان نامه ارشد رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه مقایسه¬ای آمادگی دستگاه¬های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان در زمینه¬ی زیرساخت¬های پیاده¬سازی مدیریت دانش

قسمتی از متن پایان نامه :

هوشمندی کسب و کار یا هوش سازمانی

در رویکرد اول، متخصصان پردازش اطلاعات، به دانش سازمانی به عنوان یک مسأله و مشکل فنی نگاه می­کردند که می­توانست از طریق بهره گیری مناسب از رایانه حل گردد. افزایش فشارهای رقابتی در دهه 1990، اهمیت تحلیل­های رقابتی را افزایش داد به­گونه­ای که شرکت­ها و سازمان­های بزرگ، واحدهای مستقلی را برای تحلیل اطلاعات به وجود آوردند. مسأله عمده در این رویکرد، یافتن افرادی بود که بتوانند به اطلاعات دسترسی پیدا کرده، آن را درک نموده و در کل سازمان توزیع کنند. در این رویکرد، تأثیر متخصصان ستادی به عنوان یکی از عناصر اصلی مدیریت دانش، مورد توجه جدی قرار گرفت، زیرا آنها به دلیل جایگاه سازمانی خود می­توانستند اطلاعات محیط بیرونی و رقابتی را نیز جمع آوری و تحلیل کنند (همان مأخذ، ص7). در رویکرد اول، کاربرد تکنیک­هایی مثل فناوری اطلاعات مدیریت (MIT) و سیستم اطلاعات مدیریت (MIS) متوجه رأس سازمان می­گردید. با وجود آنکه در رویکرد دوم نیز تمرکز زیادی روی سطح مدیریت عالی سازمان صورت می­گرفت. اما این نگاه ترویج می­گردید که اطلاعات در خارج از این سطح نیز هست. به علاوه تغییرات سریع محیط رقابتی، بخش عظیمی از دانش را میان اعضای مختلف سازمان توزیع می­نمود. دانش در این رویکرد به سمت تلفیقی از سیستم­های ناهمگن شبکه­های انسانی و شبکه­های رایانه­ای متمایل گردید، به­گونه­ای که متخصصان نیروی انسانی و تحلیل­های آنها در فرایند ایجاد دانش مهم گردید. این در حالی می باشد که در رویکرد اول دانش عبارت بود از داده­ها و حقایقی که مستقل از تعبیر و تفسیرهای افراد ایجاد می­گردید.

 

شناخت سازمانی

پژوهش بر روی شناخت سازمانی به لحاظ تاریخی ریشه در توجه پردازش اطلاعات، که سازمان را به مثابه سازمان­های پردازش سلسله مراتبی اطلاعات تصور می­نمود، دارد. پژوهش­های اولیه بر روی شناخت سازمانی بر تصمیم­گیری­های مدیریت عالی متمرکز شده بود (ایجی هاف[1]، 1988). اگرچه رویکرد پردازش اطلاعات به گونه گسترده­ای مورد پذیرش قرار گرفته بود، رفته­رفته محققانی مثل کارل ویک (1995)، دفت و ویک (1984) و بوگن (1977) به رویکردهای تعبیر گرایانه و جامعه شناختی در مدیریت دانش گرایش پیدا کردند و به عنوان مثال پژوهش کارل ویک، این حقیقت را روشن نمود که دانش سازمانی، صرفاً همان چیزی نیست که می­تواند به صورت عینی و ملموس در بانک­های اطلاعاتی ثبت و ذخیره گردد بلکه دانش سازمانی، فرایندی فعال و پویاست و بیانگر برداشت مردم از محیطشان می باشد (تومی، 1998). همچنین در این رویکرد بر اهمیت دانش ضمنی در فرایندهایی مثل یادگیری سازمانی و نوآوری نیز تاکید شده­می باشد و نویسندگانی مثل پیتر سنگه[2] (1990)، شون و آرجریس[3] (1987)، در این طبقه قرار می­گیرند (همان مأخذ ص9).

محققان در این رویکرد شروع به پرسیدن سؤالاتی در زمینه ماهیت دانش و تأثیر آن در رفتارهای اجتماعی نمودند و این یک گام کوچکی برای توصیف سازمان­ها به عنوان یک پدیده مبتنی بر دانش بود. به نظر کویین[4]، اگر قرار می باشد سازمان­ها را پدیده­هایی مبتنی بر دانش در نظر گیریم در مقایسه با بوروکراسی‌های سنتی بایستی به گونه­ای دیگر آنها را تجسم کنیم (کویین، 1992).

[1] Egelhoff

[2] Peter Senge

[3] Schon & Argyris

[4]. Quinn

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

هدف اصلی

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • ارزیابی وضعیت عوامل زمینه­ای در پیاده­سازی مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان

اهداف فرعی (ویژه):

  • مطالعه و ارزیابی وضعیت شاخص­های عامل فناوری برای استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان
  • مطالعه و ارزیابی وضعیت شاخص­های عامل فرهنگی برای استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان
  • مطالعه و ارزیابی وضعیت شاخص­های عامل فرآیندهای مدیریت دانش برای استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان
  • مقایسه دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان در ارتباط با زیرساخت های مدیریت دانش

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه مقایسه¬ای آمادگی دستگاه¬های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان در زمینه¬ی زیرساخت¬های پیاده¬سازی مدیریت دانش  با فرمت ورد