ارتباط بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-4 ابعاد هموار سازی سود

به گونه کلی، مقصود از ابعاد هموارسازی سود ابزار یا روش‌هایی می باشد که به وسیله آن اعداد و ارقام مربوط به سود یکسان می گردد. بارنز و همکاران تفاوت بین سه روش هموارسازی را به صورت زیر اظهار نموده‌اند:

1- هموارسازی از طریق وقوع رویداد و (یا) شناخت و ثبت آن:

مدیریت می‌تواند زمان معامله های واقعی را به گونه ای تعیین کند که آن‌ها بر درآمد مورد گزارش اثر بگذارند و بدین گونه در طول زمان نوسان‌ها را مهار کند. در بیشتر موارد، تعیین زمان طبق برنامه برای وقوع رویدادها (مانند وقوع هزینه پژوهش و توسعه) تابع مقررات حسابداری می باشد که بر فرایند شناخت و ثبت این رویدادها حاکم می باشد.

2- هموارسازی از طریق تخصیص بر دوره های زمانی: با فرض وقوع رویداد و شناخت و ثبت این رویداد، مدیریت برای تعیین دوره‌هایی که تحت تأثیر مقادیر کمی این رویدادها قرار می‌گیرند، از اختیارات زیادی برخوردار می باشد و می‌تواند بر آن‌ها اعمال کنترل نماید.

3- هموارسازی از طریق طبقه بندی (از این رو، آن را هموارسازی طبقه ای می‌نامند): هنگامی که آمار و ارقام موجود در مورد مدیریت سود و زیان، به غیر از سود خالص (پس از کسر همه هزینه‌ها از همه درآمدها) موضوع هموارسازی باشد، مدیریت می‌تواند اقلام مربوط به اجزای سود را طبقه بندی نماید و بدین وسیله تغییرات مربوط به دوره زمانی متعلق به این آمار را کاهش دهد (آقایی و کوچکی، 1375، 63).

آرتورلویت، رئیس هیئت مدیره کمیسیون بورس اوراق بهادار بر این باور می باشد که شرکت‌های سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله اقدام) بهره گیری کرده‌اند:

  • ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرها، با هدف پاک کردن تراز نامه.
  • طبقه بندی بخش مهمی از قیمت یک واحد خریداری شده به عنوان مخارج فرایند پژوهش و توسعه (یک هزینه جاری) به گونه ای که بتوان این مبلغ را یک باره هزینه نمود.
  • ایجاد بدهی‌های سنگین برای شناخت هزینه‌ها در آینده (این بدهی‌ها به عنوان بخشی از خرید ثبت می شوند) و بدین وسیله مصون ساختن سودهای خالص آینده.
  • بهره گیری از مفروضات غیر واقعی برای برآورد بدهی‌ها، در مورد اقلامی مانند برگشت فروش، زیان‌های ناشی از وام، هزینه های تضمین (خدمات پس از فروش) به گونه ای که بتوان در یک دوره آینده از طریق معکوس کردن تعهدات بلندمدت سود خالص را بهبود بخشید.
  • گنجاندن اشتباه های عمدی در دفاتر شرکت و توجیه عدم امکان در اصلاح این خطاها بر اساس استدلال مبنی بر این که مقادیر مهم نیستند.
  • شناسایی و ثبت درآمد پیش از این که فرایند تحصیل درآمد کامل گردد (بلکویی، 1386، 126).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  •  آیا بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله رشد ارتباط هست؟
  • آیا بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله بلوغ ارتباط هست؟
  • آیا بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله افول ارتباط هست؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری